داریوش دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم 10 03 2010
این ویدیوکلیپ 10 دقیقه ای حاوی صحنه هایی است (در مجموع حدود 2 دقیقه) از لحظه انتقال زنی بی پناه برای بدار کشیدن (صحنه درون اتومبیل که زن نگونبخت ضجه و ناله میزند که می خواهم زنده بمانم) که من آن را در اوایل ویدیو کلیپ گنجانده ام (دقیقه 1:30 - تا دقیقه 2:02 ) و همچنین صحنه بدار کشیدن آن زن همراه با دو نفر دیگر (که آن زن نگونبخت بیش از 55 تا 60 ثانیه آویزان به چوبه دار در حال جان کندن است) که من آن را در قسمت انتهای ویدیو کلیپم جای داده ام.
نکته قابل توضیح آن است که این حدود دو دقیقه فیلم از وضعیت آن زن، توسط خود عوامل رژیم هنگام انتقال او از زندان به محوطه بدار کشیدن و سپس بدار آویختن و جان کندن او تهییه شده بود که بسیار تکاندهنده اما حقیقتی از وضعیت میهن فلک زده ما است که رژیم دلش نمی خواست این صحنه ها به نمایش در آمده و دنیا شاهد اینگونه جنایات علنی باشد یکی از یاران جان برکف و رشید "جنبش همبستگی دانشجویان ایران" که در وزارت اطلاعات رژیم نفوذ کرده بود با برداشتن این فیلم از آرشیو فیلم های ممنوعه وزارت اطلاعات (در واقع با سرقت این فیلم کوتاه حدود 2 دقیقه ای) آن را در اختیار تشکیلات خود یعنی "جنبش همبستگی دانشجویان" قرار داد و خودش نیز هم اینک مخفیانه از ایران گریخته است و تشکیلات "جنبش همبستگی دانشجویان" این فیلم کوتاه را بصورت فایل تصویری "زیب" شده برای من ارسال داشت و من پس از صرف چند روز وقت، آن را در قالب ویدیوکلیپی طولانی با نام "دهانت را می بویند..!" همراه با سروده ای از زنده یاد احمد شاملو و آوای گرم آقای داریوش تهییه و در یوتیوب به نمایش نهادم که ظرف کمتر از 24 ساعت بیش از ده هزار بازدید کننده داشت اما نکته قابل تعمق و تذکر این است که بیش از 90% بازدیدکنندگان از داخل ایران هستند (به کامنت هایی که برای این ویدیو نوشته شده توجه کرده و آنها را بدقت بخوانید) که منظور من نیز همین بوده است که گوشه هایی از جنایات را به ملت داخل ایران نشان داده و آنان را برای روزهای سرنوشت سازی چون هشتم مارچ (روز زن) که مقارن است با 17 اسفند و یا شب چهارشنبه سوری و یا روزهای آغاز سال جدید 1389 و غیره که اکثر گروههای مقاومت و مبارز داخل ایران قصد قیام و هجومی تعیین کننده برای ایران و ایرانی دارند، آماده ساخته و ملت را هرچه بیشتر تشویق به همراهی با جوانان و شیرزنان و دلیرمردان دانشجو و یا کارگران جان برکف و غیره نمایم دکتر رضا بحری برگرفته از سایت آزادی برای ایران
پیام کوتاه اما پر از معنای بانو سیمین بهبهانی به مناسبت روز زن 09 03 2010
مدرسه فمينيستی -گفتيم سيمين خانم سفرخوش، اماروز جهانی زنِ ما، بدون کلامی از شما؟ گفت هرگز بی کلامی برای زنان کشورم پای در راه سفرهای دور نمی گذارم. گفتيم سيمين خانم فردا راهی هستيد پس روز زن چه از قول تان بنويسيم؟ گفت نيمه شب از هول گوشزدهای تان بيدار شدم و خواب و بيدار در دل برايتان چيزهايی نوشتم، زود قلم بردار و بنويس مباد که مجنونی سفر و پيری عمر همه را باخود ببرد... و چنين گفت:
می گويند، چه کسی اين کسره اضافه اختصاصی را به دنبال واژه "روز" نهاده است تا آن را برای هميشه از آن "زن" کند؟
می گويم، دست های ظريف و ساق و ساعد پيروزمندِ اوست که از هر درخت معرفت سيبی، و از هر کشتزار ارادت خوشه ای، توشه راه دراز سده ها کرده است تا او را بضاعت همسری و مادری و برابری بخشد.
"پس
مريزاد دستی که مرخستگان را
دوای دل و مرهم جان فرستد"
و خجسته باد روزی که ويژه اين دست است. بر گرفته از کمیته گزارشگران حقوق بشر
این جوان بارها وبارها مورد تجاوز قرار گرفته باز هم دست رو دست بگذارید 09 03 2010
YOUNG MAN BEATEN AND REPEATEDLY RAPED
روسپیگری ِ شرعی و حلال! 09 03 2010
جنده خانه رسمی امام رضا به راه افتاده است . در زیر اعلامیه رسمی آستان قدس رضوی را ملاحضه بفرمایید. بسم ا لله ا لر حمن ا لرحیم النکا ح السنتی. (رسول اکرم ص) آستان قدس رضوی جهت ارتقای فضای معنوی جامعهٔ و ایجاد شرایط مناسب روحی و آرامش خیال برای برادران زائری که در مدت زیارت حرم مطهر امام هشتم از همسر خود دور میباشند اقدام به بر گذاری مرکز صیغههای کوتاه مدت در جوار حرم رضوی نموده است. در این راستا از کلیهٔ خوا هران باکره مو منه که سن آنها بین ۱۲ تا ۳۵ سال است دعوت به همکاری مینماید . هر یک از خوهران بر اساس قرارداد ۲ سالهای که با آستان قدس رضوی منعقد مینمایند موظفند که ماهانه حد اقل ۲۵ روز به صیغه برادران زوار در آیند. مدت قرار داد جزو سابقه اشتغال متقاضی محسوب میگردد مدت هرصیغه از ۵ ساعت تا ۱۰ روز متغیر میباشد . مبلغ پرداختی بابت هر صیغه بدین شرح است: صیغه های ۵ ساعته: ۵۰۰۰۰ تومان صیغههای ۱ روزه ۷۵۰۰۰ ، ۲ روزه ۱۰۰۰۰۰ ، ۳ روزه ۱۵۰۰۰۰، و از ۴ روز تا ۱۰ روز ۳۰۰۰۰۰ تومان خوهران باکره که برای اولین بار صیغه میشوند مبلغ ۱۰۰۰۰۰ تومان اضافه بابت برداشته شدن پردهٔ بکارت در یافت خواهند نمود. بعد از انقضای قرارداد ۲ ساله در صورتی که سن خوهران به حد نصا ب ۳۵ سال نرسیده باشد در صورت تمایل میتوانند در لیست انتظار صیغه های دایم قرار بگیرند. خوهران موظفند ۵ در صد از مبلغ دریافتی هر صیغه را به ضریح مطهر واریز نمایند.از کلیه خوهران علاقه مند در خواست میشود ۲ قطعه عکس تمام قد (با حجاب اسلامی) ، آخرین مدرک تحصیلی ، و ضعیت بکارت و گواهی سلامت کامل روانی و جسمانی از سازمان بهداشت شهرستان محل سکونت خود را حد اکثر تا ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ به آدرس ذیل ارسال نمایند(توجه : برای خوهران کمتر از ۱۶ سال رضایت رسمی پدر یا جد پدری یا عمو الزامی میباشد ) : مشهد – بارگاه امام رضا -خیابان شهید نواب صفوی -صحن کوثر – دفتر امور صیقه جهت اطلا عات بیشتر با تلفن۰۰ حاج آقا محمود ممتاز تماس حا صل فرمائید برای آگاهی از جزیات کامل و دریافت فرمهای مربوطه به سایت آستان قدس رضوی به آدرس و یا به نشریه استان قدس مراجهٔ نمایید
ببینید اگاه هان ما که همانا جوانان ما هستند چه میکنند و چه مگویند و ما کجا هستیم 08 03 2010
ایران آزاد میشود باید تلاش کنیم چهارشنبه سوری روز ماست تهیه آتش برای چهارشنبه مواد لازم فندک یا کبریت 1 عدد پیکنیکی 1 عدد بسیجی حداقل1 عدد اگر خودش را پیدا نکردید موتورش کفایت میکند دل شیر 1 عدد این مورد در دسترس هست یک آتش بزرگ درست میکنیم با حضور مورد نظر پیک نیکی را داخل آتش میاندازیم حرف نهائی را ما میزنیم تا دیو کفن نشود این وطن وطن نشود
سحرگاه روز جهانی زن سيمين بهبهانی توسط نيروهای امنيتی ممنوع خروج شد 08 03 2010
مدرسه فمينيستی- سحرگاه امروز هفدهم اسفند ، سيمين بهبهانی که به دعوت شهرداری پاريس برای برگزاری روز جهانی زن عازم فرانسه بود توسط نيروهای امنيتی ممنوع خروج شد وی در اين باره می گويد: شهرداری پاريس از من برای هشتم مارس دعوت به عمل آورده بودو من هم يک متن درباره فمينيسم و يک شعر در باره زنان آماده کرده بودم که در اين مراسم بخوانم و چهارشنبه هم قصد برگشت داشتم اما به علت بيماری و کهولت سن بارها از رفتن منصرف شدم اما اصرارو محبت دعوت کنندگان از يک سوو عشق به کارزنان و تعهد به زنان کشورم و احترام به اين روز بزرگ مو جب شد که با برنامه شعر خوانی و صحبت از فمينيسم در اين مراسم شرکت کنم اما بعد از اينکه از گيت گمرک رد شدم و پاسپورتم مهر خروج خورد ، دو مامور صدايم کردند و پاسپورتم را گرفتند و بعد مرا تا ساعت ۵ صبح نگهداشتند و يک سری سوال و چرا و اما و بعد هم يک کاغد به دستم دادند که برای پاسپورت ام به دادگاه انقلاب بروم به اين ترتيب سيمين بهبهانی نيز به خيل زنان فعال اجتماعی که از چهار سال پيش به همين شيوه ممنوع خروج هستند پيوست از ميان اين زنان ميتوان به نسرين ستوده ، منصوره شجاعی ، نرگس محمدی ، طلعت تقی نيا ، بدرالسادات مفيدی ، و....اشاره کرد. اولين هديه روزجهانی زن در سحرگاه امروز از سوی نيروهای امنيتی به نماينده اديب و فرهيحته زنان ايرانی اهدا شد. سيمين خانم روزت مبارک!
برگرفته ازکمیته گزارشگران بدون مرز رادیو فانوس نیز این روز را به تمام هممیهنان تهنیت وتبریک میگوید
زنان مبارز صبح آزادی و پیروزی نزدیک است.با هم به جنگ اهریمنان برویم 08 03 2010
اگر وجدانی هست که هست اگر حسی در تن وبدن خود دارید که دارید این صحنه هائی از فیلم سنگسار ثریا است کم تعمق کنید وببینید چقدر دیگر وقت لازم است که با هم ریشه جهل وخرافات را از میهنمون به در کنیم آیا باز هم احثیاج به فکر بیشتر هست آیا
ئی میلی از قلب میهن دربند مان از جوانی سی ساله 08 03 2010
در حالی که مساله فقر،بیکاری،تورم و گرانی وافت یا توقف تولید ملی در کشور به مرز خطرناکی رسیده رهبر جمهوری اسلامی شبانه روز راجع به فلسطین و جهان اسلام صحبت می کند و مسلمانان سایر کشورها را تحریک می کند به نظر می رسد آقای خامنه ای بیش از آنکه خود را موظف به حل مشکلات مردم ایران بداند نگران تروریستهای حماس و حزب الله لبنان و سایر خشونت طلبان خاورمیانه است،در حالی که هر روز کارگران بیشتری کار خود را از دست می دهند و زیر خط فقر می روند رهبر جمهوری اسلامی(ونه ایران)بیشتر از منافع ملی فاصله می گیرد من اعتقاد دارم آقای خامنه ای بخاطر به خطر انداختن منافع و مصالح مردم ایران و تنش آفرینی در خاورمیانه و دروغ پراکنی و کشتار و سرکوب منتقدین و تحمیل فقر به مردم باید در یک دادگاه ملی و عادلانه وعلنی محاکمه شود ایشان و بطور کلی نظام جمهوری اسلامی صلاحیت حکومت بر مردم با فرهنگ ایران را ندارد چهره زشتی که امروز در جهان از ایران ترسیم شده بخاطر اعمال زشت،غیر منطقی و خشن سران جمهوری اسلامی به ویژه شخص آقای خامنه ای است به نظر من اکثریت مردم ایران خواهان دشمنی با اسراییل و غرب نیستند و آقای خامنه ای متاسفانه دائم از طرف ملت ایران سخن می گوید در حالی که کوچکترین مشروعیتی از طرف بخش قابل ملاحظه ای از مردم برای رهبری ندارد مهیار /سی ساله ازتهران
و این هم نتایج انقلاب به اصطلاح شکوهمند اسلامی جوانان مون را نفله و پر پر کردند
( ETIYAD DAR IRAN ) , IN BOOD ARMAGHANE ENGHELABE SHOKOOHMAND
به دنبال مبارزات زنان کارگر پارچه بافی نيويورک در ۸ مارس ۱۸۵۷، این روز به نمادی برای همبستگی جهانی زنان آزادی خواه و مبارزات آنان برای برابری و عدالت اجتماعی تبدیل شد. امسال، در شرایطی به استقبال روز جهانی زن می رویم که جامعه ایران در التهاب و مبارزه زنان و مردان علیه نظم موجود بسر می برد. زنان در جنبش اخیر مردم ایران نقش برجسته ایفا کرده و در کنار مردان برای تغییر
وضعیت موجود، پایه های رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی را به لرزه در آوردند
با امید به اینکه ۸ مارس امسال، نقظه شروعی باشد برای رادیکال شدن مبارزات مردم علیه نظام ضدبشری جمهوری اسلامی، هم صدا با سایر زنان آزادی خواه، فرا رسيدن روز جهانی زن را به همه انسان ها یی که خواهان يک جامعه بدون تبعيض، زندان، شکنجه، اعدام و عاری از هرنوع آپارتايد جنسی هستند، تبريک می گو ییم
آزادی زن، معيار آزادی جامعه است بيائید با هم برای آزادی و برابری، با همبستگی برای رهائی انسان از قیود و بردگی تلاش کنیم.
ماريا رشيدی دبیر انجمن حق زنان
آهنگ زیبای حسام 07 03 2010
آهنگی از حسام فریاد سروده از رضا پرهیزگاری زادگاهم و وطنم ایرانه که همه عشق منه سرزمین خیل ئی از انسانه
آثار باستانی در ایران و نحوه بسیار عالی نگاهداری از آن در جمهوری اسلامی 07 03 2010
شیوه نگهداری از آثار باستانی و قدیمی در انبار موزه ملی ایران اين رژيم نه ميداند اثر باستانی چيست نه ارزش اين اجناس قديمی را ميداند و نه هرگز به فکر بوده است اين اجناس را ببنيد چطور خرد کرده و شکسته ونابود کرده و بی قواره وبد و غلط نگاهداری میکنند
2010 03 07 کاریکاتور 8 مارس؛ خامنه ای: زن بودن ممنوع
احمدی میگوید آمریکا تا همین پس فردا نابود می شود 03 03 2010
لنین( 1920): آمریکا در حال نابودی است استالین( 1940): امپریالیسم زیر گامهای آهنین پرولتاریا خرد خواهد شد مائو( 1960): سقوط امپریالیسم آمریکا بزودی رخ می دهد آيت الله خمينی: (1979) آمريکا بايد نابود شه، تمام گرفتاريها از آمريکا است فیدل کاسترو(1980): امپراطوری آمریکا بزودی فرومی پاشد آیت الله خمینی( 1985): لکن آمریکا در حال از بین رفتن است هوگو چاوز(2000): آمریکا در حال نابودی است آیت الله خامنه ای(2001): آمریکا و دشمنان در حال نابودی هستند احمدی نژاد( 2005): آمریکا و اسرائیل در حال فروپاشی است احمدی نژاد( 2006): آمریکا بزودی نابود می شود احمدی نژاد( 2007): آمریکا تا همین پس فردا نابود می شود احمدی نژاد( دیروز): مناسبات فعلی جهان دوام نمی یابد و آمریکا نابود می شود
نتیجه گیری اخلاقی: فعلا که بقیه نابود شده اند و بقایایشان به آمریکا مهاجرت کرده اند تا محکم نگهش دارند
او هنوز در بین ما است نگذارید از ما جدایش کنند 01 03 2010
می خواهند امیررضا عارفی و محمد یوسف رشیدی را اعدام کنند از این پس هر روز ساعت 7 بعد از ظهر در نشانه اعتراض به این حکم اعدام به روبروی زندان اوین خواهیم رفت همه برای یک نفر یک نفر برای همه فقط 10 روز فرصت باقی است. هر شب ساعت 7 روبروی زندان اوین برای با ما بودن و با ما شدن
هر شنبه در پارک لاله با مادران عزادار 17 اسفند روز جهانی زن در خیابانهای سراسر ایران چهارشنبه سوری در تمامی کوچه ها 29 اسفند در روبروی تمامی زندانهای کشور 13 فروردین در تمامی مناطق سبز کشور
2010 03 01 اولین نماهنگ چهارشنبه سوری با نام سه شنبه سبز +18
Filmed in a womans restroom located in a public park in Irans metropolitan center of Tehran, this documentary explodes Western stereotyping of women in Iran. The elder who runs the washroom offers ... 2010 02 28
تماشا کنید در یک دستشوئی خانمها که چه مسائلی رد و بدل میشود در جمهوری اسلامی
نه اشتباه نکنید اینها صحنه هائی از فیلم «آواتار» نیست، مراسم عاشورا در لرستان است 28 02 2010
اين گل که بسر می مالند پر از ميکرب و کثافت و ويروس است. با پایی که درمستراح بوده وارد آن شده اند با پائی که به هر کثافتی در بين راه آلوده شده وآلودگی بدن هر يک از اين مردم همه با آن گل عجين شده و آنرا بر صورت و سر خويش و فرزندان خويش ميمالند بی خود نيست که ميرزاده عشقی آن حرف را گفته است... واقعا به اين مردم چه می گذرد؟؟ يک تازی 1000 سال پيش مرده و نابود شده رفته امروز يک عده ايرانی بر سر خود اين بلا را می آورد.
دريغا روز بيداری دريغا صبح هوشياری
Alas.. the day of enlightenment
Alas.. the morning of Acuity
ياران، ياران، ياران من ياران درد آشــنا ياران، ياران، ياران من ياران از هم جدا ياران، ياران، ياران من ياران درد آشـنا ياران، ياران، ياران من ياران از هم جدا ياران، ياران، تنها شديم؛ تنهای تنــها افتاده رو سرامون سقف های نيمه کاری کی مونده، کی نمونده هيچکس خبرنداره انگار که روح شيطون از خونموم گذشته روردرا و روديوار از مرگــــمون نوشته ای ياران، اين خونه ما، خونه ما، خونه ماست... اين خونه ويرون شده خونه ماست روانشاد میرزاده عشقی گفته است برسر مردم ایران خاک مرده پاشیده اند به جای حس وخون دررگ این قوم شاشيده اند
نه اشتباه نکنید اینها صحنه هائی از فیلم «آواتار» نیست، مراسم عاشورا در لرستان است
علی (پاتریک) پهلوی فرزند علیرضا پهلوی (برادر تنی محمدرضا پهلوی) یکی از شگفتی های خاندان پهلوی است که کمتر مورد توجه افکار عمومی و رسانه ها قرار گرفته است، بخش تاریخی پارسینه تلاش کرده است، این داستان شگفت انگیز و جالب را بازگو میکند علی پهلوی در جوانی
علیرضا پهلوی دومین پسر و آخرین فرزند رضا شاه پهلوی و تاجالملوک آیرملو و برادر تنی محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۳۰۱ به دنیا آمد.وی در سال ۱۳۲۳ وارد ارتش فرانسه شد و تا سال ۱۳۲۶ در آنجا خدمت کرد. در ایام خدمت در فرانسه با کریستیان شولوسکی که لهستانی تبار بود، ازدواج کرد و از او صاحب پسری به نام پاتریک پهلوی شد، ولی دربار ایران هیچگاه این ازدواج را به رسمیت نشناخت به همین دلیل همسر و فرزند علیرضا در پاریس زندگی می کردند.
علیرضا پهلوی در ۶ آبان ۱۳۳۳ درست در زمانی که شایعه ولیعهدی او (به دلیل بچه دار نشدن شاه و ثریا اسفندیاری) بر سر زبان ها بود، در یک سانحهٔ هوائی کشته شد. پس از مرگ وی، پسرش علی(پاتریک) را به ایران آوردند و تحت سرپرستی دربار قرار دادند. اما پاتریک (علی) عمویش محمدرضا پهلوی را بانی مرگ پدرش می دانست علی پاتریک(1388)
اما پاتریک که عمویش، شاه را مسبب مرگ پدرش میدانست و از دربار دل خوشی نداشت کم کم از دربار بریده شد و به دین و مذهب روی آورد. نام خود را به علی پهلوی تغییر داد و پس از ازدواج با همسرش سونیا به خرمدره (ازتوابع قزوین) مهاجرت کرد و در آنجا به کار کشاورزی و دامداری همت گماشت. در اسناد ساواک اینطور اومده که :... و در اول كار رفت بيمارستان او را ختنه كردند... زمانی كه سونيا (همسر علي پهلوي ) از سوييس آمد در حضور پروفسور عدل و بهمن حجت كاشاني و محضردار دربار در پونك، سونيا به عقد قانوني والاگهر درآمد و مسلمان شد... چادر نماز سر ميكرد و ضمنا از آن موقع به كلي هيچ مردي به خانهي آنها نميرفت و اصولا مرد را راه نميدادند. والاگهر خودش صبح تا شام در منزل كار ميكرد... از همه كنارهگيري كرده بود و كسي هم به ديدن او نميآمد. نماز ميخواند، به مردم كمك ميكرد، به اشخاص كور و مريض كمك ميكرد، خمس و زكوه، هم ميداد... وی در سال 1354 به همراه دوست همفکرش بهمن حجت کاشانی (برادرزاده سپهبد کاشانی رئیس سازمان تربیت بدنی) طرحی را جهت براندازی رژیم پهلوی برنامه ریزی میکنند و در پی اقدام به مبارزه مسلحانه، بهمن کاشانی کشته و علی پهلوی توسط ساواک دستگیر و زندانی میشود. اما بعد از مدتی با واسطه گری تاج الملوک از زندان آزاد و به همراه همسر و فرزندانش به گرگان و در ملک شخصی پدرش، کلاله، زیرنظر ساواک تبعید میشود. و شهرت خود را از علی پهلوی به علی اسلامی تغییر میدهد. یکی از متون مورد استناد درباره علی پهلوی، مقاله ای است که نشریه پانزده خرداد به قلم : سيد حميد حسيني سمناني در مورد علی پهلوی به رشته تحریر در آمده است، نکته جالب این بود که نشریه پانزده خرداد بعد از انتشار قسمت اول این مطلب و اعتراض علی پاتریک، رسما از وی بخاطر انتشار عکس خانوادگی وی عذر خواهی کرد: فصلنامهي 15 خرداد لازم مي داند مراتب تأسف خود را از خطايي كه در شمارهي نخست اين نشريه روي داد و عكس خانوادگي جناب علي پهلوي به علت شتابزدگي در نشريه به چاپ رسيد، اعلام نمايد و از جناب ايشان و خانوادهي محترمشان پوزش بخواهد. اما در مقاله مشروح سید حمید حسینی سمنانی درباره سابقه علی پاتریک می خوانیم : قيام 15 خرداد، نقطهي عطفي در تاريخ مبارزات ملت ايران بود. كشتار مردم در آن روز به دست ارتش شاه، مرحلهي نويني در شيوهي مبارزاتي ملت ايران پديد آورد و عدم كارايي مبارزات مسالمت آميز و پارلمانتاريستي را به درستي آشكار كرد. اين واقعيت اذهان و انديشهها را به سوي خود كشيد كه شاه و درباريها، جز زبان زور نميفهمند و با آنان تنها با زبان سرب و گلوله ميتوان سخن گفت. از اين رو، انديشهي مبارزات قهرآميز در ميان اقشار و طبقات گوناگون جامعه رشد كرد و ريشه دوانيد. از كسبه و بازاري تا طلبه و روحاني و دانشگاهي به قيام مسلحانه روي آوردند و جنبشهاي قهرآميز يكي پس از ديگري پديد آمد. حركت مسلحانهي گروه بخارايي كه به اعدام انقلابي حسنعلي منصور، نخست وزير آن روز كشيده شد، خيزش خود جوش رضا شمس آبادي، آن فرزند رشيد اسلام در كاخ مرمر در 21 فروردين 1344 كه لرزه بر اندام شاه افكند، كشف گروهي زير نام حزب ملل اسلامي كه در تدارك اسلحه و مواد منفجره براي دست زدن به قيام مسلحانه بودند، نيز جنبشهاي چريكي از سوي گروههاي مختلف مانند گروه سياهكل، فدائيان خلق، مجاهدين خلق، گروه اباذر، مهدويون، منصورون و... از پديدههايي بود كه در پي قيام 15 خرداد به وجود آمد و گسترش يافت. به دنبال طرح حكومت اسلامي از سوي امام در سال 1348 در نجف اشرف، مبارزان مسلمان با انگيزهي جديتري به حركتهاي قهرآميز برخاستند و مبارزه بر ضد رژيم شاه را پي گرفتند. بسياري از آنان حتي در مرحلهي بازجويي و محاكمه نيز اعتراف كردند كه هدف آنان از خيزش و جنبش تشكيل حكومت اسلامي بوده است. چنانكه در شمارهي قبل هم آورده شد، حركت مسلحانه بر ضد شاه و رژيم شاهي به دربار نيز سرايت كرد و عناصري از نورچشميها و جوانان درباري كه از اوضاع ناخشنود بودند، به مبارزه با شرايط موجود برخاستند و به قيام مسلحانه دست زدند. علي پهلوي پسر شاهپور عليرضا پهلوي، همراه بهمن حجت كاشاني از ناراضيهاي دربار و هيأت حاكمهي آن روز ايران بودند كه در سال 1350 برنامهاي را براي براندازي رژيم پادشاهي تدارك ديدند و تا مرحلهي برخورد مسلحانه پيش رفتند. آنها نخست به خرمدره كه منطقهاي كوهستاني در نزديكي زنجان و ابهر ميباشد كوچ كردند و پس از مدتي تبليغات در ميان روستائيان بر ضد شاه، حجت كاشاني، همراه همسر و فرزندان خود به ارتفاعات خرمدره صعود كرد و در ميان يك غار سنگر گرفت. تلاش ساواك و دربار براي بازگردانيدن او از كوه و كشانيدن او به زندگي عادي نتيجهاي نداد. درباريها و مقامات ساواك با آگاهي از روحيهي ديني علي پهلوي و حجت كاشاني به برخي از روحانيان منطقه كه از افراد سادهانديش و يا خود باخته بودند، متوسل شدند و ملاي روستاي خرمدره را براي مذاكره و پند و اندرز به پناهگاه حجت كاشاني فرستادند و به گفتگو با نامبرده واداشتند. ليكن از اين ترفند نيز طرفي برنبستند. از سوي ديگر نيروهاي نظامي و انتظامي پيش از آنكه از حادثهي تهران باخبر شوند، به گمان اينكه حجت كاشاني در ارتفاعات كوه خرمدره به سر ميبرد، پناهگاه او را در محاصره قرا ميدهند و به طرف آن تيراندازي ميكنند. همسر حجت كاشاني نيز متقابلا به آتش آنان پاسخ ميدهد و بنابر گزارش ساواك، سرهنگ دوم رضايي فرماندهي منطقهي ژاندارمري قزوين بر اثر گلولهاي كه از پناهگاه شليك ميشود، به هلاكت ميرسد. ساواك زنجان در پي كشته شدن دو تن از كارگران و حركت حجت كاشاني به جانب تهران، حادثه را اين گونه به تهران گزارش ميكند: ياد شده ساعت 23:00 مورخه 30/1/54 از پناهگاه خود به اصطبل مزرعهي شخصي مراجعت و چهارنفر از كارگرانش را احضار و آنها را دعوت به جهاد مينمايد ليكن افراد مزبور تقاضاي وي را رد و اظهار مينمايند افكار شما درست نبوده و اين عمل صحيح نميباشد. مشاراليه كه همراه خود دوقبضه اسلحهي كمري و يك تفنگ دولول و يك ساك فشنگ داشته، يكي از كارگران را به محل اقامت والاگهر علي پهلوي نيا اعزام و پيغام ميدهد ماشين مرا روشن كرده و جلوي اصطبل بياور كه والاگهر نيز ماشين را به جلوي اصطبل آورده و بلافاصله به محل اقامت خود مراجعت مينمايند. ياد شده چهار كارگر مزبور را جلوي ديوار قطار كرده و اظهار ميدارد حال كه دستور مرا اجرا نميكنيد، روح شما بايد مانند روح فرزندان من به آسمان پرواز كند و شما نيز به پيش آنها خواهيد رفت و من هم به تهران رفته و بعد از تصفيه حساب به آسمانها پرواز خواهم نمود. سپس كارگران مزبور را به گلوله بسته در نتيجه دو نفر از كارگران به نامهاي غلام و عين اله (اهل قريه قازقالو) كشته و يكي از آنها به نام اصغر خلجي مجروح و چهارمي براي اينكه نشان دهد تيرخورده خود را به زمين مياندازد. در اين هنگام حجت كاشاني سوار ماشن خودش شده كه به طرف تهران حركت كند. بلافاصله نفر چهارمي كه زنده بوده خود را به شهرباني خرمدره رسانده واقعهي امر را بازگو ميكند. شهرباني خرمدره وسيله بيسيم شهرباني ابهر و ژاندارمري ابهر را از چگونگي مطلع و اقدام به بستن راهها مينمايند. حجت كاشاني كه راه را مسدود ميبيند بلافاصله به مخفيگاه خود در كوههاي خرمدره مراجعت و در حال حاضر نيروي كمكي منطقهي ژاندارمري كه بر طبق تقاضاي اين ساواك روز جاري از قزوين به محل اعزام شدهاند، وي را در محاصره قرار دادند. با توجه به اظهارات حجت كاشاني احتمال دارد فرزندان خود را به قتل رسانيده باشد و در حال حاضر تا دستگيري وي نميتوان راجع به فرزندان و همسرش اظهار نظر سريع نمود.
پیش بینی نصیری همزمان با ورود لشگر 16 زرهي به خرمدره يك تيم تعقيب و مراقبت براي دستگيري علي پهلوي كه در منزل خود در خرمدره به سر ميبرد، وارد آن روستا شدند. تيمسار نصيري در دستور كتبي خود تأكيد كرده بود: به محض خروج علي پهلوي از منزل، خلع سلاح و دستگير شود و محل سكونت او مورد بازرسي قرار بگيرد و سلاح و مهماتي كه در منزل دارد، گردآوري و ضبط شود. تيمسار نصيري (رياست ساواك كشور) پيش بيني ميكرد كه اگر مأموران براي دستگيري نامبرده به منزل يورش برند، چه بسا با مقاومت مسلحانهي او رو به رو شوند و ممكن است در درگيري با مأموران آسيبي به او برسد و يا از پاي دربيايد. مقامات ساواك به خوبي ميدانستند كه كشتن يك تن از افراد دودمان پهلوي (پسر برادر شاه) با واكنش شديد اعضاي خاندان سلطنت رو به رو خواهد شد. بيترديد آنان اين رويداد را تحمل نخواهند كرد و كمترين مجازات آن كنار گذاشتن فرماندهان و مقامات كشوري و لشكري است كه در صحنهي درگيري حضور داشتهاند. از اين رو، جناب تيمسار به تيم تعقيب و مراقبت دستور اكيد داده است كه منزل او را در محاصره و زيرنظر داشته باشند. تا ازمنزل بيرون بيايند و او را در بيرون منزل به شكل غافلگيرانه دستگير كنند. آن گاه كه علي پهلوي از منزل خود در خرمدره بيرون ميآيد، بيدرنگ در محاصرهي اكيپي كه منزل را به صورت نامرئي در محاصره داشتند، قرار ميگيرد و دستگير ميشود. مأموران نامبرده را به مركز ساواك در تهران انتقال ميدهند و پس از بازجويي به بازداشتگاه اوين تحويل ميشود. از ماشين سواري علي پهلوي كه حجت كاشاني آن را ميان راه زنجان ـ تهران رها كرده بود، بنا بر گزارش ساواك اسلحه و وسايل ديگر به دست آمد. از جمله: 270 تير فشنگ اسلحه كمري كاليبر 45، 188 تير فشنگ خفيف كاليبر 22، يك كوله پشتي و يك قمقمه سربازي، تعدادي خرما و يك جلد قرآن و وسايل نماز. گزارش نهايي ساواك پيرامون اسلحه و مهمات به دست آمده در منزل علي پهلوي در خرمدره به اين شرح است: 1 ـ تفنگ پنج تير گلوله زني برنو يك قبضه 2 ـ تفنگ گلوله زني منچستر يك قبضه 3 ـ تفنگ دولول شكاري يك قبضه 4 ـ تفنگ گلوله زني پنچ تير پران يك قبضه 5 ـ تفنگ گلوله زني با دوربين ماوزر يك قبضه 6ـ تفنگ خفيف كاليبر يك تير ساخت چكسلواكي يك قبضه 7 ـ اسلحه كمري وار (بدون خشاب) با مارك شهرباني يك قبضه 8 ـ كارد دولبه يك عدد 9 ـ كارد خنجري مارك جنرال يك عدد 10 ـ قطب نما يك دستگاه 11 ـ توپي اسلحه كمري توتال كاليبر 22 يك عدد 12 ـ دو بسته وسايل تنظيف مربوط به اسلحهها عبارت از سنبه، برس با جلد مربوطه مهمات: 1 ـ فشنگ برنو سريهاي مختلف 34 تير با جلد چرمي 2 ـ فشنگ كاليبر 45، ده جعبه، هر جعبه 50 تير، جمعاً 500 تير 3 ـ فشنگ كاليبر 32 ـ 22 تير آكبند كاغذي در پي كشته شدن بهمن حجت كاشاني و همسرش (كاترين) و بازداشت علي پهلوي، ساواك به دستگيري گستردهاي در خرمدره و تهران دست زد و شماري از كساني را كه با نامبردگان به نحوي در ارتباط بودند تحت تعقيب و مورد بازجويي قرار داد. طاهر حنيفه و حسن نظري از كارگران باغ و منزل علي پهلوي از كساني بودند كه مورد بازجويي قرار گرفتند. نامبردگان در بازجوييهاي خود نظرياتي دربارهي علي پهلوي دادند كه تا پايهاي نمايانگر خصلتها و ويژگيهاي او ميباشد و از باورمندي و پايبندي او به اسلام، نشان دارد. حسن نظري در پاسخ به پرسشهاي بازجو پيرامون عملكرد علي پهلوي ميگويد: ... نماز ميخواند، به مردم كمك ميكرد، به اشخاص كور و مريض كمك ميكرد، خمس و زكوه، هم ميداد، مرتب نماز ميخواند و در اول كار هم رفت بيمارستان او را ختنه كردند... موقعي كه سونيا [ همسر علي پهلوي ] از سوييس آمد در حضور پروفسور عدل و بهمن حجت كاشاني و محضردار دربار و والاگهر در پونك، سونيا به عقد قانوني والاگهر درآمد و مسلمان شد... چادر نماز سر ميكرد و ضمنا از آن موقع به كلي هيچ مردي به خانهي آنها نميرفت و اصولا مرد را راه نميدادند و حتي از من هم رو ميگرفت... والاگهر خودش صبح تا شام در منزل كار ميكرد... از همه كنارهگيري كرده بود و كسي هم به ديدن او نميآمد. علي پهلوي نيز در بازجويي خود به نكتههاي درخور توجهي اشاره كرده و روي مسائل با اهميتي انگشت گذاشته است، برخي از اعترافات او در پي ميآيد: ... حجت كاشاني در راه خدا همه چيز خودش را داده بود و از جان گذشته بود، ميگفت بالأخره در راه خدا خواهم مرد. من از نظر هجرت با او همعقيده بودم ليكن با جهاد موافق نبودم... به عقيدهي من يك نفر [به تنهايي] نميتواند جهاد كند، چون اين عمل يك نوع خودكشي است و خودكشي در دين اسلام قدغن است.... من تا جايي كه اجتماع مسلمان باشد، با اجتماع كاري ندارم، [ اما ] زنهاي لخت را قبول ندارم. من فرد اجتماعي هستم، ميخواهم بچههايم را بياورم بيرون [ تو اجتماع ليكن ] نميخواهم زنهاي لخت را ببينند. مينيپوشها را قبول ندارم. من مخالف اين چيزها هستم. من با مشروب خوردن اين اجتماع مخالفم... من با مشروب فروشي مخالفم. چرا مشروب فروشي هست؟ و كاميون كاميون آبجو توزيع ميشود در اين مملكت... من تقاضا ميكنم كلمهي والاحضرت را از جلوي اسمم برداريد... من كشورم را دوست دارم و به مردم ميگويم قرآن گفته مشروب نخوريد... من روحيهي والاحضرتي ندارم، من يك فرد عادي هستم... به هر حال به من والاحضرت نگوييد. به من بگوييد: علي پهلوي! چون والاحضرتها را در پنبه بزرگ ميكنند و من ميل دارم لباس خود را در جوي آب بشويم. در مورد هجرت، من هم روزي هجرت خواهم نمود... در قرآن گفته هجرت كنيد و در جايي گفته جهاد كنيد... در مملكت ما پنج مورد است كه اجرا نميشود: دست دزد را نميبرند، زنها حجاب ندارند، مشروب به حد وفور مصرف ميشود، سينماها داير است، بانكها نزول ميگيرند. در قرآن نزول قدغن است... رئيس ساواك اين نظريات علي پهلوي را كه در زندان بازگو كرده بود، به شاه گزارش ميكند و به اصطلاح به شرف عرض ميرساند و پاسخ شاه را به نام خود اين گونه به او ابلاغ ميكند: ... شما مسلمان واقعي نيستيد، آن قدر در زندان ميمانيد تا بپوسيد، يا مسلمان واقعي شويد. يك مسلمان واقعي كه اين كارهاي شما را نميكند و دنبال حجت آدمكش نميرود. مسلمان واقعي كارهايي كه شما ميكنيد هرگز نميكند. كدام كار شما به يك مسلمان واقعي شباهت دارد. شما نامه را به خط لاتين مينويسيد و خود شما نميدانيد چه ميخواهيد. اين كارهايي كه شما ميكنيد در كجاي قرآن نوشته شده است؟ شما هنوز نميدانيد كه قرآن چيست و چه ميگويد... علي پهلوي از زندان نامههايي به خط لاتين براي مادر، همسر و فرزندانش نوشته و با آنان درد دل كرده است. در نامه به همسرش نوشته است: من در سلول خود تنها هستم، من به خدا فكر ميكنم و به تو ميانديشم و به فرزندان فكر ميكنم و سپس دوباره به خدا ميانديشم... به خدا فكر كن... سوزا! بيانديش كه او همه چيز را گرامي ميكند... من هيچ نميدانم ولي ميدانم كه خدا وجود دارد و تو را دوست دارم... علي پهلوي در مدتي كه در زندان ميگذرانيد با شاه و تيمسار نصيري رئيس ساواك نيز، گاهي برخوردهاي كتبي داشته و پيامهاي تند و معنيداري ميان آنان رد و بدل ميشده است. علي پهلوي در يك صحبت خصوصي با يكي از مقامات ساواك اظهار ميدارد: ... مگر من چه كردهام، به جز اينكه از دين پيغمبر صحبت ميكردم، آن وقت والاگهرهاي ديگر مثل پسر همين خاتمي كه شنيدهام معتاد به هروئين است و يا والاگهر نيلوفر و يا والاگهر شهرام كه مادرشان والاحضرت اشرف ميباشد به علت داشتن پارتي در امر قاچاق مواد مخدر دست داشته كه مراتب در جرايد خارج نيز درج شده است. [او] ميتواند هر موقع بخواهد به خارج از كشور برود ولي من به علت كسالت و معالجه تقاضاي مسافرت به امريكا نمودم، مخالفت كردند. آن وقت ميگويند چرا انسان ناراحت ميشود، مگر با زور و فشار ميشود تمام كارها را انجام داد، وقتي فشار بيش از حد شد انسان هم بالأخره عكسالعمل نشان ميدهد. من دوستاني دارم كه اگر اين فشارها را براي آنها كه همگي مخبرين جرايدي مثل پاري ماچ در امريكا و يا انگليس هستند بنويسم، ديگر آبرويي نميماند... ليكن چون من اعتقاد به دينم دارم و مسلمان هستم، ميبينم اگر چنين كنم از نظر مذهب صحيح نيست... پس به خدا واگذار ميكنم و مطمئن هستم كه موفق خواهم شد... رئيس ساواك پس از دريافت نظريات او دستور ميدهد اين پيام را بدون كم و كاست به علي پهلوي برسانند: ... آيا شما ميدانيد كه شريك جرم قاتلي هستيد و اسلحهي خود را در اختيار يك نفر كه قتلي انجام داده گذاردهايد؟ و آيا نميدانيد از وسيلهي نقليهي شما كه در اختيار او گذارده بوديد براي انجام اين قتل استفاده كرده است و طبق قوانين تمام كشورها شما در اين قتل شريك جرم هستيد؟ و به علت والاحضرت بودن تحت تعقيب قرار نگرفتيد؟ متأسفانه شما تحت تأثير تبليغات سوء جرايد چپ كمونيست و جرايد مخالف ايران و اراجيفي كه روي دشمني با ايران مينويسند، قرار گرفتهايد. فرزندان شادروان خاتمي جوانان پاكسرشت ورزشكار و خلبان هستند، چگونه ميتوانند معتاد باشند؟ جاي تأسف است كه به دروغهاي بيگانگان غير مسلمان توجه ميكنيد و به حقايق توجهي نداريد. البته ميدانيد كه دروغگويي و توجه به دروغ و بازگو كردن دروغ در مذهب اسلام از گناهان بزرگ است... علي پهلوي نيز متقابلا براي رئيس ساواك چنين پيام ميدهد: 1. در مورد اسلحه بايد بگويم اگر من گناهكار باشم به همان اندازه كساني كه به من اجازهي داشتن اسلحه دادهاند، گناهكار هستند. 2. در مورد وسيلهي نقليه كه در اختيار بهمن گذاشتهام و به راه انجام قتل استفاده كرده... بايد اينطور گفت كه چون هواپيمايي كه پدرم با آن سقوط كرد و كشته شد ميگويند باك بنزينش سوراخ بوده و هواپيما متعلق به اعليحضرت همايوني بود، پس تقصير متوجه اعليحضرت است، در حالي كه اينطور نيست! 3. در مورد اينكه من تحت تأثير تبليغات سوء جرايد چپ كمونيست و جرايد مخالف ايران و اراجيفي كه روي دشمني با ايران مينويسند قرار گرفته و گفتهام فرزندان شادروان خاتمي معتاد بودهاند، بايد بگويم گويندهي اين مطلب به خود من، والاحضرت بهزاد فرزند والاحضرت حميدرضا بوده. چگونه گويندهي اين مطلب يعني والاحضرت بهزاد را كمونيست خطاب ميكنيد. اين مطلب را فراموش نخواهم كرد. 4. تاجدار همان شخصي كه بهمن در منزلش به قتل رسيد، با بهمن دوست بود و مأمور ساواك هم بود، پس ساواك از دوسال پيش اطلاع داشته و نيامده حرفي بزند. 5. من سه سال پيش هفت تيري به بهمن دادم... در حالي كه همان زمان پروفسور عدل اقلاً سه يا چهار قبضه تفنگ به بهمن داد. اگر من شريك جرم باشم چرا پروفسور عدل كه اسلحهي بيشتري به بهمن داد، شريك جرم شناخته نشد؟... 6. در مورد اعتياد والاحضرتها بايد بگويم والاحضرت بهزاد مطالبي ميگفت و حتي عنوان نمود كه والاحضرت داريوش (فرزند والاحضرت فاطمه از همسرامريكايي)، معتاد ميباشد و حتي نزد من گفته كه خودش هم مواد مخدر استعمال ميكند... 7. من نصيحت تيمسار نصيري را ميپذيرم و حرفهايم را پس ميگيرم، چون خودم نديدم كه والاحضرتها معتاد باشند و چون ديدم تيمسار مسلماني داريم، كينهاي به دل ندارم و خوشحال شدم كه تيمسار نصيري اطلاعاتي از دين دارند... به گزارش پارسینه، رژيم شاه، علي پهلوي را مدت كوتاهي در زندان نگه داشت و سرانجام تصميم گرفت كه او را به همراه همسر و فرزندانش به منطقهي گرگان تبعيد كند تا در ملك شخصي پدرش در كلاله به كشاورزي و دامداري بپردازد و زير نظر و مراقبت ساواك مازندران قرار داشته باشد و هيچگونه سلاح گرمي نيز در اختيار او نباشد. جالب توجه اينكه ساواك زنجان توصيه ميكند كه كودكان بهمن حجت كاشاني نيز نبايد با ساير كودكان در كودكستان و يا دبستان بگذرانند و سلاح نيز نبايد در دسترس آنان به خصوص مريم (8 ساله) قرار بگيرد! علي پهلوي پس از اقامت اجباري در كلاله درخواست كرد كه شهرت او از پهلوي به اسلامي تغيير كند. اين درخواست بيدرنگ از سوي رژيم شاه پذيرفته شد تا به اصطلاح آن وصلهي ناجور از خاندان پهلوي زدوده شود! در پي اقامت علي پهلوي در كلالهي گرگان، ديگر اطلاعي از او در دست نيست تا در نيمهي سال 1357، گزارشي به ساواك و دربار ميرسد كه: نامبرده مرتب به جوانان تلقين مينمايد كه با روحانيون همكاري كنند و براي نجات دين اقدام نمايند و از گذاشتن پول خود در بانكها خودداري كنند. جالب اینجاست که علی پهلوی حتی در زندان دست از لجبازی و نافرمانی برنمی دارد و در برخورد با تیمسار اویسی در زندان سیلی محکمی به گوش او می نوازد که همین مسأله جنجال آفرین و پرسر و صدا می شود. وی بعد از آزادی از زندان باز به مخالفتهای خود ادامه می دهد و در نامه ای که به امیراصلان افشار می نویسد خواهان دخالت نکردن دربار در امور شخصی اش می شود. متن نامه چنین است: دکتر افشار، می توانم به گونه ای رضایتبخش اموراتم را اداره کنم و به رئیس دفتر نیازی ندارم. در صورتی که از دربار شاهنشاهی فشاری بر من وارد آید مجبور می شوم برای همیشه کشور را ترک کنم. بعد از پیروزی انقلاب او مدتی در ایران زندگی کرد و بعد به خارج از کشور گریخت. نشریه نیوزویک در سال "1987 " وی را چنین معرفی می کند: "علی پهلوی برادرزاده شاه ایران که خود را «گوسفند سیاه» خانواده سلطنتی می داند در سال 1982 « از ایران گریخت ولی به منطقه کردستان ایران بازگشت و چند ماه به همراه کردها... جنگید.
علی پاتریک پهلوی سه فرزند به نامهای "داود، هدی و محمد یونس" دارد داوود پهلوی متولد 1971 هدی پهلوی متولد 1972 محمد یونس پهلوی متولد 1977 منبع: پارسینه
دکتر اسماعيل نوری علا در بيستم سپتامبر 2009 ميهمان فرامرز فروزنده در برنامهء همصدائی از تلويزيون انديشه بود و به تفصيل پرسش های فروزنده دربارهء مفهوم سکولاريسم و سکولاريسم نو را توضيح داد.
در دفاع از حق پناهندگى و برعليه اخراجھا آکسیونهای اعتراضی در سه شهر سوئد اداره مهاجرت سال ٢٠٠٩ را سال موفقيت آميز در سياست پناهندگى خود مينامد، برمبناى همين سياست، بيش از ده هزار نفر از سوئد اخراج شده اند. به اين بيلان افتخار آميز بايد هنوز پاسخ رد به تقاضاى پناهندگى، بلاتكليفى، آوارگى، زندگى مخفى، فشارهاى روحى و فيزيكى و حداقل چند صد نفر جديد در آمار آودآان آپاتيستى را نيز اضافه نمود. وزير امور پناهندگى بر تشديد همان سياستها در ابعادى گسترده تر در سال پيش رو تاآيد گذاشته است. با اين پلاتفرم ميخواهند در اتنخابات جارى راى بيشترى را به آيسه احزاب دست راستى حاآم بيافزايند. در مقابل اين سياست بايد ايستاد. پايمال کردن حق پناهندگى و اخراجها کماکان پناهجويان را در کشور سوئد بيش از بيش تحت فشار قرار ميدهد. بطور مداوم تعداد هر چه بيشترى از پناهجويان از کشورهاى مختلف حتى کشورهاى جنگ زده مثل افغانستان و عراق اخراج ميشوند.سختگيرى در سياستهاى پناهنده پذيرى از جمله بطور گسترده دامن پناهجويان ايرانى را گرفته است. اين در حاليستکه حمله گسترده دستگاه سرکوب رژيم جمهورى اسلامى تعداد بيشمارى از دانشجويان و مردم معترض را تحت تعقيب قرار داده، روانه زندان ساخته و با خطر جدى جانى مواجه ساخته است. ليست دهها نفر با همين جرايم و در پاى حکم اعدام در رسانه هاى سراسر دنيا خود گوياى وضعيت مخاطره آميز جارى است. در اين شرايط موج تازه اى از پناهجويان راه کشورهاى مجاور و از آنجا از جمله راه فرار و پناهندگى را به سوى سوئد در پيش گرفته اند. علارغم همه شواهد موجود، اداره مهاجرت سوئد تقاضاى پناهندگى بخش بزرگى از پناهجويان را با سماجت هر چه بيشتر با پاسخ منفى مواجه ساخته است. هر روز به ليست پناهندگان غير قانونى افزوده ميشود و زندگى آنها با بلاتکليفى طولانى، دشوارى هر چه بيشتر اقتصادى و اجتماعى و فردى توام ميگردد. بايد از حق پناهندگى دفاع کرد. مبارزه ما بايد دست جمعى، متشکل و متحدانه باشد. براى برخوردارى از حق پناهندگى چاره بجز اين در مقابل ما قرار ندارد. سازمان سراسرى پناهندگان ايرانى بيمرز براى دفاع از حق پناهندگى و عليه سياست اخراج اداره مهاجرت، اکسيونهاى اعتراضى را در سه شهر سوئد سازمان داده است. براى دفاع از حق خود بايد فضاى سرکوب وحشيانه جمهورى اسلامى عليه شهروندان آن جامعه، دستگيرى و شکنجه جوانان و مردم معترض، همه قوانين ضد زن اسلامى را در متن بحران و فقر و سرگردنه بگيرى مطلق کارفرمايان افشا نمود. از همه سازمانها و پناهجويان و مردم مدافع حقوق پناهندگى دعوت ميکنيم با اين اکيسونها اعتراضى همراه شوند. شهر بودن: در همراهى با حزب چپ، حزب محيط زيست و حزب سوسياليست عدالتخواه روز شنبه ٢٧ فوريه، ساعت ١٢ اعتراضى در سه شهر سوئد روز شنبه ٢٧ فوريه، ساعت ١٢در مرکز شهر Medborgartorgetتماس: غفور عباس نژاد تلفن 0720011631 شهر گوتنبرگ: در همراهى با فدراسيون سراسرى پناهندگان عراقى روز شنبه ٢٧ فوريه در مرکز شهر Järntorgetتماس: سيوان رضايي تلفن: 073924138 شهر استکهلم: روز پنج شنبه ٢۵ فوريه ساعت ١٦ مقابل ساختمان مجلس Mynttorget تماس: محمود محمدزاده تلفن: 0736228726 سازمان سراسرى پناهندگان ايرانى بيمرز در سوئد ششم فوريه ٢٠١٠ تماس رسول بناوند تلفن 076857319www.flykting.se
خورشید عدالت میدمد روزی ای جهانخواران ظالم.خواهید دید...حمیرا
ای مردم این مبارزه برای رهایی از دوزخ است و نه برای رسیدن به بهشت !
بهشت شما چگونه است؟ اینگونه؟...
مشکل در ما و فرهنگ و بويژه نخبگان ما است نه در شاه و شيخ و وزير و وکيل که عده ای بی فرهنگ نادان دوغ و دوشاب را در هم آميخته و اين القاب را برجسته کرده اند که بتوانند گناه تمامی کثافتکاری های خود را هم در کارنامه ديگران ثبت کنند . آخر اين دستمال بدستان بی مرام و بی شرافت و متجاوز و قاتل که داغ نوکری و بی ناموسی هم به پيشانی زده اند، از کرات ديگر به ايران نيامده اند کِه...
عشق روز و ساعت و مناسبت نام گذاری نمی خواهد، بلکه باید همواره بجوشد و به عزیزان ابراز گردد که پخش ان همانند علم،نه تنها از حجم آن نمی کاهد، بلکه بیشتر هم می گردد. ما به همه عزیزانمان عشق می ورزیم و دوستشان داریم، اما چون بسیاری از عزیزان ما در بند هستند، از جشن و شادی می پرهیزیم و شادی خود را به زمانی می سپاریم که به آزادی و پیروزی رسیده باشیم بقول هادی خرسندی: که روز عشق ما آن روز باشد... که ملت بر ستم پیروز باشد http://behsan.blogfa.comلیست بلندبالای اسرای سبز اوین